با تو بهار میشوم و بی تو پاییز،با تو گرم میشوم و بی تو سرد،با تو زیبا میشوم و بی تو زشت و امیدوارم همیشه باشی تا همیشه بهار و گرم و زیبا باشم،نازنین..!
یاد اون همه خاطره ای که ما با هم داشتیم..یاد تو..یاد ما..!
دوست دارم به اندازه ی شهر بزرگ چشمانت
سلام دوستان عزیز
میدونین فردا چه خبره؟! نه دیگه..نمیدونین که!فردا تولد یه ستاره ی آسمونه...فردا تولده یه دختره با صفا و با وفا هست..فردا تولدی دوباره ست برای نازنین..

فردا ۱۳ تیر نازنین جونم ساعت ۸:۱۵ پا به جهان هستی گذاشت.
من خیلی خوش حالم که اولین نوشته مو با تولده بهترین دوستم آغاز میکنم که مثل خواهر نداشتم میمونه

راستش ما خیلی با هم خاطره داریم...از کلاس اول با هم بودیم تا الان که داریم میریم راهنمایی...
درسته که ۱۳ تیر روز نحسی (
) میباشد ولی عوضش روزه اونیه که ۶ ماه برای یاس کبود زحمت کشیده
NAZANIN Happy Birthday Dear
NAZANIN
و در نهایت...
تولدت را با سبدی پر از مهر و محبت یه دنیا خاطره و به خوش حالی ای تمام به اندازه ی تمام وجودت را بهت تبریک میگم
حاشیه:دوستان عززم من خیلی خوش حالم که در کنار شما هستم و از تبریکات صمیمانه تون واقعا سپاس گزارم..
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 11:5  توسط یاسی
|
زهرا پاره ی تن من است....
سالروز شهادت حضـــرت زهرا (س) بر عموم مسلمانان تسلیت باد
هوا بوی نم گرفته...دوباره دلم گرفته...صدای چک چک بارون..تو خیابون دم گرفته..(چی میگی تو؟!الان تو این فصل بارون میاد؟!)
خوبین؟!..آره منم بدک نیستم..نمیدونم چی بگم..
آها..راستی..به افتخار تابستون قالب وبمو عوض کردم...
میخوام یه نفر جدیدو بهتون معرفی کنم...به اسـم یـــــــــاسی..
یاسی جونم به من کمک میکنه وتا وبلاگمونو بهتر بکنین و از همین ماه کارشو آغاز میکنه
داشته باشید:

دل دیوونه
به در خواست اون خانم یا آقای غریبه ی نسبتا آشنا که یکی از همکلاسیای بنده ن،یعنی بودن براشون گذاشتم..شما هم اگه دوست داشتین دانلود کنین..آهنگ قشنگیه...ضرر نمیکنین

لطف کنین دیگه عکسو آهنگ در خواست نکنین...اگر عکس میخواین یاهو و اگر آهنگ دانلودستان هست که توی قسمت لینکا گذاشتم..
من باید برم..
تا یه روز دیگه...نازنین دیگه...آپلود دیگه...
همتونو به خدا میسپارم
نازنین
+ نوشته شده در جمعه نهم تیر 1385ساعت 20:15  توسط نازنین
|
..

..

..
..سلام.خوبین؟!
خب از نظراتی که ندادین خیلی ممنون..پس چی شد نظراتتونو موش خورده؟!

دهنم کف کرد از بس گفتم یادتون نره...منتظرم..و..
از دوست عزیز و قدیمی ام <سیمین جان> تشکر میکنم که نظر دادن..


آخه این انصافه؟
انقدر من مینوسم نباید یه نظر کوچولو بدین؟!
اگه اینجوری بخواد پیش بره مجبورم وبمو تعطیل کنم!
خب چه خبرا؟!
از این که ایران حذف شد واقعا+بینهایت متاسفم..
دلم برای <برانکو> خیلی خیلی میسوزه..
چرا؟!
چون برای ایران خیلی زحمت کشید...اگه اون نبود ایران نمیتونست برای جام جهانی صعود کنه..

اون وقت یه عده آدم خیلی خیلی بی تفاوت میگن که:خداحافظ برانکو...

بچه های تیم ملی هم خیلی زحمت کشیدن ولی شاید نشد که به جام جهانی و مرحله ی دومش برن

به امید روزی که جام جهانی برای ایران باشه!

اینم تصاویری جالب از یک خانم برزیلی که خیلی دوست داره رونالدینیو شوهرش باشه..!

رونالدینیو و خانم برزیلی1
رونالدینیو و خانم برزیلی2
رونالدینیو و خانم برزیلی3
چه وقاحتی!چون سایز عکسا گنده بود مجبور شدم لینکشو بذارم..ولی حتما ببینین وگرنه سرتون بی کلاه میمونه

برلین

تمنت

فرانکفورد

دوستان مطالب و عکسها زیاده
اگر بازم از این عکسای جالب خواستین توی قشمت نظرات لطفا اعلام کنید

تا دیواری بعد...
حق نگهدارتون!
+ نوشته شده در جمعه دوم تیر 1385ساعت 18:38  توسط نازنین
|
سلام دوستان..!
خوبین؟خوشین؟سلامتین؟
(مگه میشه دوستان من حالشون خوب نباشه!)
من از دوست عزیزم "شهرزاد و مریم گل" واقعا معذرت میخوام..این دوستان گلم توی اون بازی شرکت کرده بودن و امتیازاشونو گفته بودن..
اما من حواسم نبود و پاکشون کردم..

معذرت میخوام ولی جفتشون به نظر من برندن
جــــــــــــک
به تركه ميگن اگه همه دنيا رو بهت بدن چي كار ميكني؟ ميگه: ميفروشم ميرم خارج!!!
یه ترکه زنگ میزنه هوا شناسی میگه:آقا دستت درد نکنه دیروز هوا خیلی خوب بود!
يه يارو ميره زير غلطك، تركه ميره خبر مرگش رو به خانوادش بده. ميره در خونشون به پسر يارو ميگه: بابات چه جوري بود؟ ميگه: دراز وباريك. تركه ميگه: حالا ديگه صاف وپهنه!!
تركه ميخواسته بره بهشت زهرا، گل گيرش نمياد كمپوت ميبره!!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم خرداد 1385ساعت 18:42  توسط نازنین
|
سلامی به گرمی سینجر گاز و به درازی تک ماکارون و به اندازه ی چی توز!
خب..احوال پرسی..خوبی؟خوشی؟سلامتی؟
ممنون از شما دوستان گل اینترنتی من!مریلا جان ممنون از این نظری که دادی..من از این به بعد فقط میرم تو کار طنز و دیگه شعر نمینویسم.
ممنون از تک تکنون..
نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــازنـــــــــــــــــــــــــــــین ازتون خداحافظی میکنه..!
عروس عادي : با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)
عروس لوس: بع..........له...
عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)
عروس خارج رفته: " با پرميشن از گريت ترهاي فامیل ... آو يس (اين هم بايد به سرنوشت عروس لوس برسه تا شايد آدم بشه)
عروس خجالتي: اوهوم
عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به دامد) آره....
عروس رشتي: اووو اگر اهالي محل موافقند بنده مخالفتي ندارم
عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري ميپذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش
عروس داش مشتي: با اجزه بروبچس مُجلي نيست من که پايه ام ... (با عرض تشکر از داش اسي عزيز)
عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... منم شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم
عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال ميپرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ...
مسابقه:
یه لینکی براتون میذارم که یه بازی جالبیه و حتما برین بازی کنین..
امتیازتون رو توی قسمت نظرات بگین تا من برده رو مشخص کنم!
بازی جذاب و هیجان انگیز
بچه ها فراموش نکینا!



+ نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 12:59  توسط نازنین
|
سلام..خوبین؟
خب خدا رو شکر..
مرسی از دوستان یاس کبودیم که لطف کردن نظر دادن..
همونطور که میبینید در یاس کبود یه تغییراتی به وجود آوردم..
..لطفااسمتونو به زبان فارسی در هنگام ورود بنویسید و پیام را در پایین صفحه ببینید..
یه عکس زیبا از افتتاتحیه ی جام جهانی میذارم امیدوارم که لذت ببرید:

بچه ها من منتظرما..
نازنین
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 14:13  توسط نازنین
|
سلام دوستان گلم!
خوبین خوشین سلامتین؟(بله!چرا خوب نباشین؟)
خب چه خبر از درس و مشقتون؟تعطیل شدین؟ خوش به حالتون!
من واقعا ازتون معذرت میخوام از این غیبت طولانی ای که کردم!
بالاخره هر کی ندونه شما میدونین من بچه خرخونم و امسال یکی از سال های مهم درسی بود..

ولی قول میدم از این به بعد همیشه و هر هفته آپ کنم..اما...
به شرطی که شما هم نظر بدین..
خیلی دلم میخواد دوباره یاس کبود رو به کمک شما همون یاس کبود قبل کنم..
امامیخوام یه ذره قشنگترش کنم..شما که تجربه دارین بگین راجع به چی مطلب بنویسم؟
.اگه این کارو بکنین واقعا ممنون میشم..
دوستون دارم یه عالمه...
هر چی بگم بازم کمه...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ نـــــــــــــــــــــــازنـــــــــــــــین ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
+ نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 17:25  توسط نازنین
|
سلام.
من بعد از مدت ها برگشتم...
یه قضیه ی مهمی هست که باید بگم:
وبلاگ جدید من
من یه وبلاگ ساختم و یه مطلب کوچیک توش قرار دادم.
از شما میخوام که برین توش نظر بدین آدرس جدید رو لینک کنین..
منم آدرس شما رو لینک میکنم.
با تشکر
نازنین
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 14:7  توسط نازنین
|
سلام سلام ۶۰تا سلام!

وای اینقــــــــــدر خوشحالم دوباره دارم آپ میکنم! اینقــــــــــدر خوشحالم از نظراتی که دادین!
دستتون درد نکنه!
راستی!..دبستانی ها،راهنمایی ها،دبیرستانی ها،همه ی مدرسه ای ها،سال تحصیلی مبارک!
به قول شاعر:
باز آمد بوی ماه مدرسه بوی بازی های راه مدرسه
وای چقدر من از دنیا عقبم!...۲ ماه گذشت من تازه دارم تبریک میگم ...
ماه مبارک رمضان بر شما مبـــــــــارک!

امیدوارم همیشه شاد و پیروز باشید!
*التماس دعا*
+ نوشته شده در یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 15:21  توسط نازنین
|
دوســـــــــتی
در آخــــــــرين گـــــــذرگاه آيـــــنه و مــــــــهتاب,
آنجـــــــا كه ســــــــتاره هاي عـــــــــاشق
چــــــــــــشم به راه نــــــــگاهي, تـــــــپش نــــــــوري, رهگذر تيره روزي, مي مانند
تا قطــــره اي نـــور را با تاريــــــــــكي دنياي او تــــــــقسيم كنند...
آنــــجا كه آسمان بر انتهاي دورتـــــرين آبي دريا غبطه مي خورد
آنجا كه آخرين برفهاي زمستاني
در آغوش مهربان بهار با لالائي آفتاب
تا زمـــــــــــستان بعد به خواب مي روند
و روياي سفـــــــرهاي قاصدك
لبخند زنان بر ســـــــاحل پرنده هاي بي پرواز مي بارد...
آنـــــجا كه شروع همه كلمات مهربانيست
وپـــــــــايان همه قلبها به عشق مي رسد...
هــــــــمانجا كه ترديد و كينه ها را راهي به جز نفس بــــــــستن نـــــــــيست
و دشـــــــمنـــــــــي بوي مرگ مي دهد,...
راهــــــــيست ســــــراسر مزيـــــــن به شــــــــكوفه هاي دوستي و مهر
و آســــــــــمانش بي هـــــــــــــــيچ منتي,
آفــــــــــتاب و ابر و باران و ســــــــتاره و مـــــــهتاب تقسيم مي كند.
آنجا خـــــــــــدا نزديك نزديك است
بوســـــــــــه هاي مهربانش بر تمام ثانيه هاي سفر نقش بسته است
آنجا دريچه اي روشـــــــن به سوي خاطرات گذشته است
و راهي به سوي آيـــــــنده اي زيبا و روشن
آنـــــــجا با افتادن سيب و آواز پرنده, ســــــــوء تفاهم نمي شود
و دوســـــــتي , زيباترين ترانه ي مسافران است
آنجا عشق رنگ لاله است
آنجا احساس ,
آبي,
رنـــــــــگ درياست
آنجا زيباترين بــــــن بست دنياست
بن بست دوستي.
*
آریان..چه کردی..آهنگ نا مهربون با اجرای جدید..حتما دانلودش کنین
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 13:40  توسط نازنین
|